تبليغاتX
فیلم دونی
معرفی فیلمهای برتر سینمای جهان

پوستر فیلم

نام: Once

عنوان فارسی: یکبار

بازيگران: Glen Hensard, Marketa Irglova, Hugh Walsh, Gerard Hendrick

كارگردان:John Carney

فيلمنامه: John Carney

ژانر: درام، موسیقی، عاشقانه

سال تولید: 2006

محصول کشور: ایرلند

ناشر: Fox Searchlight Pictures

 زمان فيلم: 85 دقیقه

رده بندی سنی: R

 

خلاصه داستان: مرد جوانی (با بازی گلن هنسارد) که در تعمیرگاه جارو برقی پدرش کار میکند، گاهاً در اوقات بیکاری خود کنار خیابان گیتار میزند. یک شب که در پیاده رو مشغول گیتار زدن بود، نواختن او توجه زن جوانی (با بازی مارکتا ایرگلوا) را جلب میکند. آن زن که خود یک پیانیست است سعی در برقراری ارتباطی صمیمانه با آن مرد جوان دارد. آشنایی آنها با هم و جریانات پس از آن خط سیر داستان فیلم را تشکیل میدهد.

درباره فیلم:

« چه جوری یه آدم خوب رو پیدا میکنی؟ »

یکبار ، اثر جان کارنی، فیلمساز جوان ایرلندی، فیلمی است در باب چگونه شکل گیری روابط انسانها با یکدیگر. روابطی صمیمانه و دوست داشتنی که عشق به موسیقی آنرا پایه ریزی کرده است. فیلمی با یک داستان ساده و البته شخصیتهایی ساده، دیالوگهایی روان و عاری از هرگونه شعار.

موسیقی را شایسته است شخصیت اصلی داستان بدانیم. جان کارنی موسیقی را پل ارتباطی شخصیتهای فیلم خود قرار داده و از آن کاملاً در خدمت فیلم بهره گرفته است. آنرا به عنوان چاشنی بر اغلب سکانسهای فیلم افزود و سکانسهایی ناب خلق کرد. کار کرد روایتی موسیقی را در سکانس داخل اتوبوس شاهد بودیم ؛ مرد جوان گذشته خود با همسرش را با نواختن گیتار و تصنیفی ساده برای زن جوان حکایت میکند. موسیقی را عامل برانگیزاننده احساسات انسانی یافتیم. اپراتور صدایی که تنظیم را در حالت اتومات قرار داده و خود پا برروی پا گذاشته، مشغول خواندن روزنامه میشود، با شنیدن صدای نواختن گروه موزیک سر شوق می آید، روزنامه را رها میکند و خود به تنظیم صدا میپردازد.

فیلمبرداری روی دست، نورپردازی طبیعی و عدم استفاده از پروژکتور در اکثریت سکانسها سبب شد تا فیلمی را شاهد باشیم که در آن همه چیز برای مخاطب واقعی و ملموس به نظر رسد. لوکیشن تمامی سکانسهای خارجی فضای شهر دوبلین است که این امر نیز سبب باور پذیری بهتر مخاطب شد. استفاده از بازیگران غیر حرفه ای، یکی دیگر از دلایل تأثیر گذاری این فیلم محسوب میشود. بازیگران، در فیلم، آن نقشی را ایفا کردند که در خارج از فیلم، همان بودند ؛ دو موزیسین، چند نوازنده خیابانی و یک اپراتور صدا.

اگر فیلم را دیده باشید حتماً اولین همنوازی مرد و زن جوان داستان را در داخل فروشگاه به خاطر می آورید؛ ترانه ای با عنوان Falling Slowly . ترانه ای که در هشتادمین مراسم اسکار در کنار سه ترانه از فیلم Enchanted و یک ترانه از فیلم August Rush اجرا شد و توانست در رقابت با آنها تندیس زرّین را نصیب خود کند. یکبار در جشنواره های دیگر نیز بی نصیب نماند و توانست چهارده جایزه ارزشمند دیگر را از آن خود کند.

یکبار را باید ادای احترامی شایسته و درخور به موسیقی دانست. فیلمی که علاوه بر جلب نظر منتقدان و سینماگران، به اثری دوست داشتنی برای علاقه مندان موسیقی تبدیل شد و این برای یک فیلم معنایی جز موفقیت ندارد. فیلمساز با توجه به مدت زمان کوتاه فیلم نسبت به سایر آثار سینمایی (حدود 86 دقیقه) رعایت حوصله مخاطبان کم طاقت خود را نیز به جا می آورد و لذت وافری را از تماشای فیلم به آنها میبخشد.

و آخرین نکته ای که نتوانستم از خیر گفتن آن بگذرم ؛ در فیلم هیچگاه با اسم مرد و زن جوان داستان آشنا نشدیم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 3:26  توسط مازیار   | 

نام: La Sconosciuta

عنوان فارسی: ناشناس (زن ناشناس)

بازيگران: kseniya Rappoport , Michele Placido , Claudia Gerini , Pierfrancesco Favino

كارگردان:  Giuseppe Tornatore

فيلمنامه: Giuseppe Tornatore , Massimo De Rita

ژانر: درام

سال توليد: 2006

محصول كشور:  ایتالیا

زمان فيلم: 118 دقیقه

رده بندی سنی: R

خلاصه داستان: ایرنا یاروشنگر زن روسپی است که سعی در اصلاح زندگی خود و برگرداندن آن به مسیری سالم و موجه دارد. او که از گذشته ی خود به شدت پشیمان است، اکنون از روی انگیزه نامعلومی که دارد در تلاش است که به عنوان خدمتکار یک خانواده جواهر ساز به نام آداچر پذیرفته شود... .

درباره فیلم:

« زندگی انقدر طولانی نیست که بشه تمام اشتباهات گذشته رو جبران کرد »

ناشناس آخرین ساخته «جوزپه تورناتوره» است. کارگردان ایتالیایی که در اواخر دهه هشتاد با ساختن فیلم "سینما پارادیزو" بزرگترین گام هنری خود را برداشت و آخرین فیلم خود را شش سال پس از ساخت فیلم قبلی خود یعنی "مالنا" بر روی پرده برد. فیلمی سرشار از تعلیق با داستانی رمز آلود و پر ابهام که با همکاری «انیو موریکونه» به عنوان آهنگساز فیلم به اثری قابل توجه تبدیل شد.

تعلیقی که در فیلم حاکم بود و حس پوچی که به خوبی به مخاطب القا میشد، ناشی از انگیزه نامعلوم ایرنا و اجبار او برای کار کردن در آپارتمان جواهر فروشان بود. تعلیقی که رفته رفته بر شدت آن افزوده میشد و سؤال های زیادی را در ذهن مخاطب بی جواب باقی میگذاشت.

فیلم دارای فلاش بک های متعددی بوده که به صورت دقیقی با زمان حال قرینه سازی شده بود و مخاطب را با خاطرات تلخ و شیرین کذشته ایرنا آشنا میکرد. از نمونه های زیبای این قرینه سازی را در سکانس بازرسی بدنی ایرنا در فروشگاه و همچنین سکانسی که ماتئو قصد ابراز علاقه به ایرنا را داشت شاهد بودیم.

اما موسیقی متن فیلم را باید برگ برنده آن دانست. موسیقی متنی که در اکثریت سکانس های فیلم حاضر و محسوس بود و در آفرینش اضطراب، دلهره و تعلیق فیلم نقش مهمی را ایفا کرد. اوج هنر موریکونه را میتوان در سکانسی که ایرنا مشغول جستوجوی قفسه هاست و ناگهان خانم آداچر سر میرسد، شاهد بود. ناشناس پنجمین همکاری «انیو موریکونه» با تورناتوره به شمار میرود.

ازجمله نقص هایی که میتوان بر فیلم وارد کرد، عدم پرداخت کافی فیلمنامه در بعضی از وقایع داستان است که از جمله این موارد میتوان به علت امضا گرفتن های ایرنا از جیا در آسایشگاه، علت جست وجوی ایرنا در زباله های خانواده آداچر و... اشاره کرد. علاوه بر عدم پرداخت فیلمنامه، در بعضی موارد شاهد گره گشایی های کودکانه و حتی بلکه احمقانه ای نیز در فیلم بودیم؛ سکانسی که ایرنا رمز گاوصندوق خانواده آداچر را به وضوح از سوراخ در اتاق میبیند از جمله این موارد بود. همچنین سکانسی که ایرنا به بهانه سر زدن به ماشین لباس شویی مشغول جست و جو در قفسه ها شد، از زمانی که خانم آداچر از راهرو به سمت این اتاق می آید، به بدترین شکل از لحاظ زمان بندی، سر هم بندی شد و به نمایش در آمد که البته هیجان مفرطی را به مخاطب القا کرد.

فیلمنامه در شخصیت پردازی ها ظاهراً بی نقص بود اما در مورد تیا دخترک هفت هشت ساله خانواده آداچر اندکی ضعیف عمل کرد. پیش از آنکه سکانسی از تیا را شاهد باشیم، از زبان خدمتکار خانه آنها _جیا_ مطلع شدیم او دخترکی است با بیماری ایمنی؛ با کوچکترین ضربه و آسیبی بدنش کبود میشود و یا دچار خونریزی میشود؛ او آنچنان ضعیف است که توان دفاع از خود را ندارد و دائم در مدرسه مورد آزار همکلاسی هایش قرار میگیرد. در اولین سکانس از تیا، شاهد بودیم که ایرنا به طور اتفاقی با تیا برخورد میکند و در اثر اصابت ضربه به سر تیا، او خون دماغ میشود. اما اندکی بعد سکانس هولناکی را شاهد هستیم؛ ایرنا به طرز بیمار گونه ای قصد دارد که به تیا بیاموزد که چگونه از خود در برابر دیگران دفاع کند، دست و پای او را طناب پیچ میکند و او را ابتدا بر روی تخت خواب و سپس بر روی پارکت خانه پرتاب میکند و او را مجبور میکند که بدون کمک او بلند شود و بایستد. اما سؤالی که در اینجا مطرح میشود این است که چطور کودکی که با کوچترین ضربه ای دچار خونریزی میشود با ضربه های مهلکی که به سرش وارد میشود، کوچکترین آسیبی نمیبیند و فقط دست راستش به خاطر طناب پیچ شدن اندکی دچار کبودی میشود. البته هنر تدوینگر فیلم را در این سکانس نباید نادیده گرفت که با برش های متعدد و فلاش بک به خاطرات گذشته ایرنا _که ماهرانه قرینه سازی شده بود_ یکی از تأثیر گذازترین لحظات فیلم را آفرید.

ضعف فیلم در فیلمنامه باعث شد که این فیلم نتواند نمره قابل توجهی را از منتقدان کسب کند و حتی به عنوان نامزد اسکار بهترین فیلم خارجی زبان هم انتخاب نشود. اما از منظر دیگر باید به تورناتوه تبریک گفت که توانسته است فیلمی را بسازد که مخاطب در نگاه اول به این فیلم همه ی رخدادها و وقایع داستان را باور کند؛ این خود موفقیت بزرگی است.     

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 23:40  توسط مازیار   | 

نام: Gran Torino

بازيگران:Clint Eastwood, Bee Vang, Ahney Her, Christopher Carley

كارگردان: Clint Eastwood

فيلمنامه: Nick Schenk, Dave johannson

ژانر: درام

سال توليد: 2008 (اکران در 12 دسامبر)

محصول كشور: امریکا

ناشر:  Warner Bros Picture, Village Road Show Picture

زمان فيلم: 116 دقیقه

رده بندی سنی: R (برای خشونت)

 

برای خواندن خلاصه داستان و درباره فیلم و همچنین دیدن عکسهای بیشتر از فیلم به ادامه مطلب بروید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 1:10  توسط مازیار   | 

 

زاغه نشين هاي بمبئي غرق در شادي شدند.

صبح امروز به وقت تهران هشتاد و يكمين مراسم اسكار در سالن كداك  لس انجلس برگزار شد و فيلم "ميليونر زاغه نشين" موفق شد با كسب هشت جايزه اسكار از مجموع ده رشته ي نامزد شده دوازدهمين فيلم پر افتخار تاريخ اسكار شود.

 فيلم "مورد عجيب بنجامين باتن" تنها موفق به كسب سه جايزه در رشته هاي غير اصلي شد در حالي  كه اين فيلم در سيزده رشته نامزد دريافت جايزه اسكار شده بود. فيلمهاي "ميلك" و "شواليه تاريكي" هم موفق به كسب دو جايزه اسكار شدند.  

برای دیدن فهرست کامل نامزدها و برندگان اسکار ۲۰۰۹ به ادامه مطلب بروید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 17:50  توسط مازیار   |